X
تبلیغات
اسدآباد افشار
تاریخ و هویت اسدآباد
 

كوراش كوراش در ازبكستان

چنانچه از نوشته هاي چينيان و افسانه هاي آلپاميش بر مي آيد مردم آسياي ميانه از 3500 سال پيش علاقه خاصي به نوعي ورزش داشتند كه گورش يا كوراش  ناميده مي شود موج گروهي و عمومي انجام گورش در اين مردم جنگجو و نظامي كه از طوايف مختلف ترك از قبيل تاتار ازبك قزاق و ...تشكيل شده بودند از سده ششم  آغاز شد

ابن سينا دانشمند بزرگ ترك انجام گورش را توصيه كرده است وي گفته است بهترين راه نگه داشتن بدن انسان و ذهن سالم كوراش مي باشد

امير تيمور سرسلسله گوركانيان و از فاتحان بزرگ تاريخ كسي بود كه آموزش گورش را براي سربازانش اجباري كرده بود و هر سرباز گوركاني بايد گورشچي ماهري بود  

گوراشچي محمود از اسمهايي است كه در ورزش كوراش ازبكستان مانند ستاره اي مي درخشد

كلمه گورش امروزه به معني همان كشتي مي باشد كه با كشتي آزاد امروزه تفاوتهاي اساسي دارد و خشن تر از آن مي باشد و با جودو قرابت دارد خود جودو ورزشي ژاپني است ولي به اذعان خود ژاپني ها مولد آن آسياي مركزي بوده است

امروزه در جوامع مختلف كشتي هاي مختلفي انجام ميگردد در تركيه ياغلي گورش يا كشتي روغني انجام ميگردد كه كشتي گيران بدن خود را قبل از مسابقه چرب ميكنند و مسابقه به صورت سنتي و با صداي ساز و دهل انجام ميگردد

تاتارها ورزش ملي خود را گوراش مي نامند و بيشتر قهرمانان روسيه را درجهان تاتارها و جوامع ترك در داخل روسيه تحويل مي دهند

در ازبكستان كوراش ناميده مي شود و ورزش رسمي و ملي  ازبكها محسوب مي گردد  اولين بار كاميل يوسف اف در سال 1980 شروع به علمي نمودن تكنيكهاي آن نمود كه اين كار در سال 1991 به پايان رسيد و مصادف شد با استقلال اين كشور از شوروي سابق

در كوراش دو كوراشچي بايد لباسهاي سبز يا آبي بر تن كنند كه اين  رنگها از رنگهاي اصلي پرچم تركها در طول تاريخ مي باشد

اولين مسابقات آن در سال 1998 انجام شد كه يك كوراشچي تركيه اي به مقام قهرماني رسيد

در سال 2000مسابقات آن در آنتالياي تركيه انجام شد  و در سال 2001 مسابقات كوراش زنان انجام شد

امروزه ازبكستان قزاقستان و كشورهاي آسياي ميانه از پايگاههاي اين ورزش محسوب مي گردند

اسلام كريمف ريس جمهور ازبكستان از حاميان اصلي اين ورزش است و آن را ورزش شهامت و شجاعت جسارت  وانصاف و انسان دوستي مي نامد

سايوكان                      SAYOKAN    لوگوي سايوكان

سلجوقيان در جنگ با روميان در ملازگرد كه منجر به شكست روم از تركها شد روش جنگي خاصي داشتند لشكر روم از لحاظ تعداد حد اقل سه برابر تركهاي مسلمان بود تركهاي سلجوقي با وجود تعداد كمتر از روميان فاتح ميدان شده و امپراطور روم اسير تركها شد وقتي او را نزد آلب ارسلان بردند خاقان ترك از او پرسيد اگر جنگ به نفع شما تمام مي شد و من اسير روم مي شدم با من چه ميكردي امپراطور روم در جواب گفت بي درنگ تو را مي كشتم اما خان بزرگ ترك امپراطور روم را نكشت و او را آزاد كرد

روشهاي جنگي تركها بر اساس فكر قدرت بدني و هنر شمشير زني و تيراندازي بود كه مانند هلال سربازان رومي را احاطه ميكردند و از دم تيغ ميگذراندند و يا تيرباران ميكردند كه بعد از چند لحظه سبازهاي رومي مثل يك جوجه تيغي مي شدند  اين روح و روش جنگ يادگار آسياي ميانه يا تركستان بود كه سربازان سلجوقي از آن بهره مي جستند

در سال 1961در حوالي مانيسا كودكي به دنيا امد به نام نيهات ييغيت  اين كودك از سنين نوجواني شروع به آموزش كونگ فو شائولين نمود و به زودي به درجاتي در كونگ فو كاراته و كيك بوكسينگ دست يافت يابگو نيهات ييغيت

يابگو ( استاد)نيهات ييغيت با تكيه بر اصول جنگي تركها و هنر شمشير ترك يسوكن سبكي را بنيان نهاد كه امروزه در بيش از 100 كشور جهان آموزش داده مي شود

سايوكان هنر رزمي كاملا تركي  مي باشد كه تحسين اساتيد رزمي جهان را برانگيخته است.

سایوکان سيستم دفاع شخصي است و راه دفاع در برابر يك نفر مي باشد.سايوكان آناليز شده امتحان شده و مورد موشكافي قرار گرفته و به عنوان يك شاخه اصلي از هنر هاي رزمي به وسيله اساتيد هنر هاي رزمي فدراسيون جهاني پذيرفته شده است. در اين سيستم اهميت با تكنيكهاي شخصي نيست بلكه با بكار گيري جنبه هاي فكري مي باشد.مهم به نمايش درآوردن تكنيكها نيست بلكه بكارگيري فطري آنهاست كه اهميت دارد. در به كار گيري تكنيكها مي بايست عكس العمل فطري نقش داشته باشد و نبايد شامل جزئيات زياد به خصوصي باشد.
در سايوكان دو برنامه آموزشي وجود دارد:

1) سيستم دفاع شخصي جديد
اين آموزش براي دوره زماني كوتاه 108 ساعت جهت يادگيري استراتژي دفاع شخصي ميباشد در اين دوره كوتاه با وضعيت واقعي روبرو خواهيد شد و در دفاع از خودتان به صورت فيزيكي و فكري موفق خواهيد شد. اگر شخص داراي قابليت بالاي تكنيكي نباشد اين مانع از بكارگيري استراتژي گوشين سايوكان نخواهد شد در خيابان جائيكه خيلي از سيستمها دچار نقصان ميشوند سايوكان تضمين دفاع شخصي بوده و ميتواند به طور كامل به كار رود.
سايوكان براي كساني كه علاقه مند به هنرهاي رزمي بوده اند ولي تعليم آن را نديده اند و يا نتوانسته اند آن را ياد بگيرند و نياز به مشوق در اين امر را داشته اند ايده آل ميباشد.آن ميتواند توسط افراد با سن متوسط و بالاتر بدون هيچ مشكلي آموزش ديده شود. سيستم حمله يك به يك˛ يك به چند˛ با سلاح و بدون سلاح به كار گرفته و استفاده شود.
برنامه هاي كوهاي ˛ سمپاي˛ كوتو سمپاي برنامه هاي آموزشي هستند و دانشجوياني كه برنامه سمپاي را به اتمام رسانده اند كمربند مشكي دان 1 را دريافت خواهند كرد.

2) سيستم ناك دان
اين در طبقه سيستمهاي فول كنتاكت جهاني مي باشد . در مبارزه هيچ گونه پوشش محافظتي پوشيده نمي شود. در اين سيستم مجددا توانايي فطري جهت پاسخگويي به حمله حريف توسعه مي يابد. حملات حريف بدون به كارگيري سيستمهاي پيچيده جواب داده ميشود با عكس العمل فطري فرونشانده خواهد شد. جزئيات زيادي براي مقابله با حريف وجود ندارد اما كارهاي بخصوصي انجام مي گردد. الان ديگر استفاده از جزئيات زياد تكنيكي موثر نمي باشد

مسابقاتي كه با ساير سيستمها برگزار مي شود شامل: كيوكوشين كاي كان˛ آشي هارا كاي كان˛ سي دو كان˛ شي دو كان˛ان شين كاي كان˛ يوشي كاي كان˛ اوياما(شي گرو اوياما) كاراته،كيك بوكسينگ

سايوكان تلفيقي از تكنيكهاي انفرادي و گروهي دست و پا كه از ورزش هاي مختلف رزمي پيشرفته و فنون مبارزات آماتور و حرفه اي ميباشد سايوكان داراي سيستمهاي مبارزاتي مختلف ميباشد .

1- سايوكان-(لايت كنتاك)
2- سايوكان-(سمي كنتاكت) بدون لوكيك و كليه تكنيكهاي پا از كمربند به بالا
3- سايوكان-(فول كنتاكت ناك اوت)

تبصره1:
آماتور به صورت امتيازي و ناك دان و ناك اوت ميباشد.
حرفه اي سيستم فول كنتاكت بدون امتياز (ناك اوت).
دفاع شخصي بصورت انفرادي . : سلف دفنس (SELF DENSE ) سيستم دفاع شخصي كه شامل درگيريهاي نزديك و پرتابها و همچنين درگيرهاي تن به تن و گروهي كه شامل نمايش انفرادي و دسته جمعي كه حركات كيك بوكسينگ حرفهاي در قسمت مربوط نشان داده ميشود.

4- دفاع شخصي گروهي .
سلا ح هاي سر د . ج: انواع سلاحهاي سدر كه شامل ( WEAPONS FORMS ) : ناچكو، ساي، چوب و شمشير و سانچكو كه مربوط به سبك فوق ميباشد. ( كه داراي تكنيك به صورت انفرادي و دسته جمعي ميباشد )

5- نمايشهاي انفرادي و گروهي

همچنين نوعي سلاح ميخ مانند يوشوريكن  و شمشير پروانه يه پهن كه به راحتي در آستين يا چكمه جاي بگيرد  به صورت دوتايي انجام ميگيرد

سايوكان در ايران توسط استاد عليرضا نبي پور كه از شاگردان يابگو نيهات ييغيت  و نماينده رسمي فدراسيون جهاني سايو كان مي باشد بنيان نهاده شده است

چوخه چوخه اسفراين

چوخه،نوعی پوشاک پشمینه است بدون آستین و بسیار زبر و ضخیم که مردان و جوانان مناطق سرد سیرشمال خراسان درفصول سرد سال برتن می کنند.کشتی پهلوانی چوخه یا به اصطلاح دیگر "کشتی باچوخه" سابقه و پیشینه ای بیش از هزار سال در این خطه دارد که در تمام ایام سال چه در مناسبت های رسمی و غیر رسمی و هرجا که چمن یا خاک نرمی وجود داشته باشد و حتی هنگام جمع آوری محصول در گوشه ای از مزرعه یا به عنوان فراغت، قابل اجرا است .
در شهرهای ترک نشین شمال خراسان همانند اسفراین،قوچان و بجنورد این کشتی از اهمیت و جایگاه ویژه ای برخوردار است. حوادث و رویداد های تاریخی اتفاق افتاده در منطقه شمال خراسان از مردمان این خطه افرادی سلحشور مبارز پرورانده است که مقاومت و ایستادگی درمقابل هجوم اقوام مهاجم از صفات بارز آنان بوده است .
همان طورکه اشاره شد نام کشتی چوخه برگرفته از نوع جنس لباسی است که هنگام کشتی می پوشند این لباس از سه قسمت شلوارک،تن پوش و کمربندی که به کمر می بندند تشکیل می شود. اوج شکوه و عظمت این ورزش سنتی را در خراسان می توان در منطقه چشمه ی زینل خان اسفراین مشاهده کرد که در روز چهاردهم فروردین هر سال تمام علاقه مندان به این ورزش از مناطق شمال خراسان گرد هم می آیند و پهلوانان شرکت کننده از شهرستان قوچان،بجنورد و کلات نادری از جمله کشتی گیران سر شناسی هستند که حضور آنان سطح کیفی مسابقات را بالا می برد .


 کشتی گیران  وارد گود می شوند و ابتدا دو کشتی گیر صورت همدیگر را می بوسند و "سرشاخ" می شوند ، که از ابتدایی ترین فن های خاص این کشتی است. آنها تمام توان خود را بکار می برند تا پشت حریف را به خاک بمالند. در کشتی سنتی چوخه فنون سنتی و مدرن است.  فن  "یام باش" از مشهورترین فن های این کشتی سنتی است که کشتی گیران بایستی تمام حواس خود را جمع کنند تا حریف از این فن استفاده نکند .

مراسم عروسی نیز یکی دیگر از مناسبت هایی است که کشتی چوخه در آن از جایگاه خاصی برخوردار است .به طور کلی کشتی چوخه در تمام عرصه های زندگی مردم شهر های اسفراین و قوچان حضورپررنگ ،دائمی و باشکوه دارد.


هنگام برگزاری این کشتی دو نوازنده سرنا و دهل با نواختن موسیقی حال و هوای خاصی به ورزش کشتی با چوخه می  دهند و وقتی زورآزمایی کشتی گیران به اوج می رسد بر سرعت چوب طبل و سرنا می افزایند، این موسیقی مقامی معروف به کوراوغلی است که با تم های سنگین و رزمی نواخته می شود.

از جمله جوایزی که به قهرمانان کشتی چوخه در عرصه مسابقات چه رسمی و چه غیر رسمی اهدا می کنند عبارت است از قوچ یا میش، یک تخته قالیچه یا پشتی ، یک تخت سفره ، کله قند،پارچه یا پول نقد.در حال حاضر در ایام و مناسبت های خاص مراسم کشتی با چوخه در شهرستان قوچان در امام مرشد، آق امام و ده سیاه دشت و نیز در اسفراین در گود زینعلی خان برگزار می شود و همه ساله هزاران نفر از این رقابت ها دیدن می کنند

منابع :فدراسیون جهانی کوراش فدراسیون کوراش ازبکستان فدراسیون جودو و کوراش ایران

فدراسيون جهاني سايوكان فدراسيون سايوكان تركيه فدراسيون سايوكان آمريكا هيئت سايوكان ايران

برگرفته از وبلاگ سيراوند

به قلم : مجيد بياتي


+ نوشته شده در  ساعت   توسط اوکتای  | 

برگرفته از وبلاگ روستای سیراوند

معرفي روستای سیراوند

اگر از اسدآباد به سمت غرب و در امتداد جاد ه سنقر حركت كنيم بعد از طي حدود 8 كيلو متر به روستاي يوسف آياد مي رسيم در آنجا راهي فرعي وجود دارد كه از راه اصلي سنقر جدا شده وبه سمت راست ادامه پيدا مي كند و به روستاي چنار شيخ منتهي ميشود بعد از عبور از روستاي دهنوش و قبل از رسيدن به چنار دو راهي ديگري نيز وجود دارد كه راه سمت راست  به سيراوند مي رسد

از اين دو راهي روستا مشخص نيست چون در پشت باغهاي انبوه ميوه پنهان شده است جاده ابتدا از وسط زمينهاي كشاورزي عبور مي كند و قدم به قدم بر ارتفاع آن افزوده مي گردد سپس  به باغها مي رسد و بعد از پيمودن راهي كه  سمت راست آن كوه و سمت چپ آن باغ است به روستاي زيباي سيراوند ميرسد.

 

طبيعت و آب وهوا

آب و هواي روستا به علت مرتفع بودن  نسبت به  اسدآباد سرد تر مي باشد و زمستانهاي پر برف و تابستانهاي معتدل و خنك از مشخصات آن است وجود كوهستان از سه طرف و باغها و درختان انبوه از طرف ديگر آب و هواي فرح بخش و مناظر بي مانندي را در آنجا پديد آورده است .

قسمت شمال روستا كوهي است كه سيار ناميده ميشود و پشت سيار روستاهاي علي آباد و ايوراع چهاردولي قرار دارند در شرق هم كوهي به نام چقچقه وجود دارد (چقچقه در زبان تركي به نوعي آسياب آبي  و در برخي موارد به سنگ آسياب گفته ميشود) ودليل  ناميدن آن كوه به اين نام  آنست كه  آسيابي آبي در آن وجود داشته  است  پشت اين كوه هم روستاي كور كجين است با آن باد معروفش.    در قسمت غرب روستا كوه بلند ديگري قرار گرفته كه تا قسمتي از جنوب هم امتداد پيدا كرده و براي ناميدن آن از دو اسم استفاده مي شود كه اولي يه كه داغ (كوه بزرگ) و يا بويوك گونئي ( گونئي در زبان تركي به معناي جنوب است) يعني كوه بزرگ جنوبي. در پشت اين كوه روستاهاي بور و  قنبر آباد وقسمتي از چنار شيخ قرار گرفته است .

جنوب روستا هم محل باغهاست كه تنها راه مواصلاتي روستا از كنار آن ميگذرد

باغهاي اين روستا  در دو بخش اصلي پايين و بالاي ده به وجود آمده اند  كه باغهاي سمت پايين از وسعت بيشتري برخوردارند .

اكثر درختهاي آن درختهاي ميوه علي الخصوص گردو است يعني درختان گردو از نظر تعداد در مرتبه اول قرار دارند وبعد بادام زرد آلو.  سيب  آلوچه   آلو بخارا  گيلاس  هلو  توت  انگور انار  انجير سماق زرشك وگلابي و ..........شايد به جرات مي توان گفت انواع ميوه ها و درختان نواحي سردسير و كوهستاني را ميتوان يافت.

راههايي باغي آن بسيار زيباست راههايي كه از روستا به اعماق جنگلهاي گردو ختم ميشود زيبايي آن به حدي است كه محال است كسي ويا غريبه اي از آن گذر كند و انگشت به دهان متحير نشود وجود چشمه هاي فراوان و گوارا به اين زيباييها افزوده است به صورتي كه بعد از طي كردن مسافتي به چشمه اي رسيده وبعد از باز هم بعد از طي مسير ديگري به چشمه اي ديگر كه نوشيدن آب انها و آبي به سرو صورت زدن خستگي را از بدن انسان دور مي كند 

منابع آبي روستا جهت آبياري باغها و آب نوشيدني و مصرفي مردم از دو چشمه اصلي كه در سمت چپ و راست روستا هستند تامين ميشود كه چشمه سمت غربي ده > لاوجي< ناميده ميشود و آب اشاميدني اهالي غرب روستا و باغاتشان از آن تامين ميشود  چشمه سمت شرقي ده > خور خوره< ناميده ميشود و آب آشاميدني اهالي شرق روستا و باغاتشان از آن تامين مي شود .

مهمترين چشمه داخل باغها چشمه>> باغ توركيه<< يا>> باغا توركيا<< ناميده ميشود كه داراي آب سرد و گوارايي است از چشمه هاي ديگر>> كوثر بلاغي<< يا چشمه كوثر است كه در بالاي ده است و آب آشاميدني اهالي بالاي ده و باغهاي داخل آبادي را تامين ميكند  از چشمه هاي ديگر بالاي ده چشمه >ني قلم<  و >پيش پيش < است از چشمه هاي پايين هم مي توان از (علي بلاغي) (جويد بلاغي) يا چشمه جهود  (اين چشمه متعلق به چندين خانوار يهودي روستا بوده كه سالها پيش به اسراييل مهاجرت كرده اند) ليسان بلاغي و....... طرز استفاده از آب چشمه هاي كوچك هم به اينصورت است كه آب آن در گودالهايي كه كنده شده و اصطلاحا (گوءل ) ناميده مي شود جمع شده و بعد از جمع شدن براي آبياري استفاده مي گردد(گوءل در تركي به درياچه مي گويند)

زبان و فرهنگ

مردم سيراوند به زبان تركي سخن مي گويند و از طوايف مختلفي تشكيل شده اند كه بيشتر جمعيت را بشيريها دارند كه از ايل ترك آذربايجاني  افشار مي باشند  و از آنها به عنوان( امير محله سي) نام برده ميشود كه مهاجرت زيادي نداشته اند  و بعد از آنها بيات ها هستند كه از دو طايفه شيري ( شيري طايفه سي) در غرب روستا   و بي  (بيگي) در شرق روستا زندگي مي كنند كه طايفه شيري مهاجرت هاي زيادي داشته اند 

طايفه كراني : كراني ها از ناحيه كران بين زنجان و بيجار به اين روستا آمده اند و اكثر آنها به تهران مهاجرت كرده اند (البته این احتمال هم وجود دارد که این گروه از تیره کرانی طایفه عمله ایل بزرگ قشقایی باشد.

 قانع ها هم گروهي هستند كه اكثر آنها به تهران مهاجرت كرده اند سيد لر (سيد ها) از آذربايجان آمده اند و عده كمي در روستا هستند بيشتر مهاجرت نموده اند  مجنوني ها گروه ديگري هستند  كه از روستاي كلنگ تپه آمده اند و از ايل افشار هستند بابا طاهريها هم از ايل بیات هستند و كد خدا باباخان كه معروفترين كد خداي منطقه بود بزرگ اين خانواده بود  رويهم رفته روستا داراي 400 خانوار جمعيت است كه اگر مهاجرت ها از آن صورت نمي گرفت بسيار بزرگتر و پر جمعيت تر از الان بود

لهجه ترکی در سیراوند بسیار شبیه به لهجه ترکهای قشقایی است و بنابر اظهارات پیران و کهنسالان روستا مبنی بر عشایر بودن مردم این روستا در گذشته نه چندان دور و وجود خانواده های بیات و کرانی  این احتمال را تقویت می کند که بیشتر مردم این روستا خانواده هایی از گروههای افشار ( بشیری) که به گفته بزرگان این طایفه که از محلی بین بختیاری و فارس به سیراوند امده اند و گروههای بیات کرانی قشقایی باشند که از حوالی شیراز به منطقه کوچیده اند.

فرهنگ و آداب و رسوم  مردم همانند ساير روستاهاي اسدآباد است وفقط بياتها رسومي در عروسيها دارند كه در ميان ساير مردم روستا و همچنين ساير تركهاي منطقه ديده نمي شود در پايان عروسي مسابقه اي ترتيب داده مي شود كه بيشتر جوانان روستا كه از آمادگي بدني بر خوردارند شركت مي كنند  به اينصورت كه داماد با ساز و دهل به محلي تخت و هموار ميرود در آنجا با طناب شكلي بر روي زمين توسط ريش سفيد طايفه ساخته مي شود كه به آن اوجاق  يا بيات اوجاقي گفته ميشود} كه آن شكل  نشاني از  توتم (نشاني كه در مذهب شامان وجود دارد) ايل بيات بوده زماني كه اين ايل در تركستان مي زيسته و دين شامانيست داشته و هنوز به دين اسلام مشرف نشده بودند } سپس گروهي از جوانان كه حدود 400متر دور تر در يك صف ايستاده اند با صداي قاچ (بدو) كه در گذشته از صداي تير استفاده مي شد  به سمت اوجاق كه داماد در نزديك آن است مي دوند و شخصي كه اول به خط پايان برسد يك خروس چاق و چله از داماد به صورت هديه و پيشكش دريافت مي كند و نفر دوم و سوم هم به تناسب پارچه يا دستمال و هديه ديگري دريافت مي كنند كه اين مراسم با شور و هيجان خاصي بر پا ميشود گفته مي شود در گذشته به صورت مسابقه سواركاري با اسبهاي تركمني ايل بيات بوده واكنون به علت يكجا نشيني اين طايفه و نبود اسب به صورت مسابقه دو برگزار ميگردد.

عروسي هاي روستا به صورت با شكوهي اكثرا با ساز و دهل و رقصهايي گروهي  با دستمال هاي رنگي انجام ميشود ولي جديدا ارگ و سازهاي جديد استفاده ميشود    

 

به درستي معلوم نيست كه نام سيراوند چگونه به اين محل نهاده شده است البته مردم روستا آن را سيراوان تلفظ مي كنند به نظر مي رسد سيراوند  كلمه اي لري باشد يعني اينجا محل زندگي قومي لر يا فارس بوده است كه بعد از ورود تركها ي افشار و بيات از روستا گريخته اند و يا خود روستا را ترك كرده و به ساكنان جديد آن واگذار كرده اند هنوز بعضي از قسمت هاي روستا همان نام لري را دارا هستند مانند (گليسپه) كه همان گل اسپيد يا گل سفيد است و يا چشمه باغ توركيا كه آن محل اولين باغ تركها بوده كه مردم محلي آنرا باغ توركيا =توركها ناميده اند و طبق عادتي كه تركهاي قديمي داشته اند اينكه به محل جديدي وارد مي شدند و پس از ازدياد ساكنان ديگر را متواري ميكردند يعني ميهمان شده و بعد ميزبان را تارو مار ميكردند  اين جا هم از همين برنامه استفاده شده است .

روستا از قدمت زيادي برخوردار است بصورتي كه محل اصلي ده پايين تر از محل كنوني بوده يعني جاهايي كه الان باغ و جنگل است بوده و دليل اين ادعا هم پيدا شدن آثار خانه هاي قديمي و ابزار و وسايل آنان در وسط جنگلها و باغهاست  و همچنين رشته قناتهاي قديمي كه گاها پيدا مي شوند قناتهاي حاضر و آماده كه كسي از وجود آنها اطلاع نداشته است  در قسمت هاي مختلف آن نشانه هايي از آثار قديمي وجود دارند كه به ذكر چند نقطه اكتفا مي كنم  در پشت كوه بيوك گوئني غاريست كه محل دفن مردگان گبرها يا زرتشتيان مجوس  قبل از اسلام بوده است كه همه آنها توسط قاچاقچيان عتيقه ويران و غارت شده است  و همچنين محل قبرستان كنوني  آثاري وجود دارد كه به علت احتمال سوء استفاده از جانب قاچاقچيان اموال زير خاكي از ارايه مطالب بيشتر خودداري مي گردد   همچنين روستا در سال 1336 به علت زلزله ويران شد و عدهاي هم كشته شدند روستاي فعلي بعد از آن زلزله ساخته شده است كه داراي كوچه هاي منظمي است .

مردم سيراوند به ظلم ستيزي و ايستادگي در برابر خانها معروف مي باشند و ظالم ترين خان منطقه اسد آباد محمد خان چناري فرزند عباس خان معروف در اين روستا كشده شده است 

روستاي سيراوند متاسفانه  مانند بيشتر روستاهاي اسدآباد  سالهاي زيادي درگير دعواهاي طايفه اي بود كه همين امر باعث مهاجرتهاي زياد و هدر رفتن فرصتهاي   آن گرديده است كه البته چندين سال است اوضاع آرامي دارد كه جاي بسي اميدواريست

 

حیات وحش روستا

پلنگ درنده ای بوده که سالها در کوههای این منطقه زندگی می کرده است ولی اکنون سالهاست کسی در کوهها پلنگ ندیده آخرین باری که این درنده زیبا مشاهده شده به 40 سال پیش مربوط میشود که چوپانی از اهالی روستای بور آن را می بیند و سریعا به روستا رفته و اهالی را خبر میکند . روستاییان هم با هر چیزی که دم دست داشته اند به جنگ پلنگ بخت بر گشته میروند و آن را پیدا می کنند بعد از آن تیری به سمت پلنگ شلیک میشود و پلنگ زخمی میشودولی پلنگ زخمی آن چوپان را در میان جمعیت 40 الی 50 نفری می شناسد و به وی حمله کرده و گردن چوپان را می شکند و بعد با شلیک چند تیر دیگر پلنگ از پای در می آید و مرد چوپان هم که غلامرضا نام داشته بعد از چند روز می میرد  مردم روستا بز های کوهی را نیز به یاد دارند که این بزهای کوهی که به زبان ترکی ( داغ داواری ) نامیده میشوند  30 الی 40 سال پیش آخرین گله های آنها را دیده و مردم  به شکار آنها پرداخته اند  گرگ درنده دیگریست که که الان هم در کوههای روستا یافت میشود که هر از چند گاهی به گله های روستاییان حمله میکند که امیدواریم به سرنوشت پلنگ و بزهای کوهی دچار نشود از دیگر خیوانات می توانیم از روباه  خرگوش لاک پشت   راسو  سنجاب  جوجه تیغی  و انواع مار و افعی واز پرندگان هم از عقاب که به آن (دال) میگویند قرقی  قمری باقرقره بلبل پرنده زیبایی که مرغ زنبور خوار نامیده میشود که اهالی روستا به آن (قز قوشی= پرنده دختر )میگویند که دارای پرهای رنگارنگ و زیباییست  پرنده دیگری هم یافت میشود به نام مرغ ریسنده که لانه خود را به شکل بسیار زیبایی با پشم گوسفندان میسازد و مردم به آن ( قوتا) می گویند کبک هم از دیگر پرندگان روستاست که  نر آن بسیار زیباست  و به آن( گوءزل) می گویند و به ماده آن هم ( سوس)گفته میشود که متاسفانه در زمستان به شدت شکار میشوند  و این که تنوع جانوری در این روستا هم منحصر به فرد است  و می توان سیراوند را زیباترین روستای منطقه اسد آباد نامید

معرفی قسمت هایی از روستا

هر قسمتی از روستا نام مخصوص به خود را دارد ( آشاقی باغلر) به باغهای پایین ده که نسبت به روستا دور هستند گقته می شود   باغهای بالای ده ( یوخاری لر) نامیده شده است  چای لر به قسمت بسیار زیبایی در کنار دره ای عمیق که از روستا شروع شده و تا انتهای باغها ادامه پیدا می کند گفته میشود در کنار آن درختان کهنسال گردو به وفور یافت میشوند (چای در زبان ترکی به رودخانه گفته میشود) از دیگر نواحی میتوان از ورگ جار نام برد که باغهای انگور زیادی در آن وجود دارد که کیفیت انگور آن نسبت به سایر جاها بهتر است ودر منتهی الیه غرب روستا در دامنه کوه بیوگ گوءنی قرار دارد   سوریلار به زمینهای کشاورزی نزدیک به روستای چنار گفته میشود  لیسان لر هم جای با صفاییست که چسبیده به چایلر است ( یه که بلاغ ) هم از دیگر قسمت هاست چشمه ای هم در پایین قبرستان وجود دارد که به آن ( ائولو لر ایشه ماقی ) گفته میشود که فارسی آن میشود (ادرار یا شاش مرده ها) که چون در پایین قبرستان قرار گرفته از قدیم مردم شوخ طبع این نام را روی آن گذاشته اند همچنین امامزاده ای هم در روستا وجود دارد و چون مشخص گردید شجره نامه ای ندارد کسی به زیارت آن نمی رود و چندین سال است ساختمان آن ویران شده و اشیای داخل آن هم به غارت برده شده 

درآمد مردم

درآمد مردم روستا بیشتر از راه باغداری و دامپروری است که باغداری و در آمد آن وابسته به تغیرات اقلیمی است و ثابت نیست  دامپروری نیز به علت کمبود علوفه و گران شدن آن و حفاظت سازمان جنگلبانی از کوهها و مراتع سالهاست که از رونق افتاده  کشاورزی هم به علت کوهستانی بودن روستا و محدود بودن زمینهای آن بسیار ضعیف است و به این دلیل است که مهاجرت از روستا میگیرد و جوانان مجبور میشوند به شهرهای بزرگتر مثل تهران و شهرها و بندر های جنوب کشور مهاجرت کنند یا به عنوان کارگر فصلی به کار مشغول شوند

http://asadabadsiravand.blogfa.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط اوکتای  | 

  لغات ترکی در انگلیسی

زبان ترکی،تنها زبانیست که کمترین ورودی کلمات بیگانه را به خود اختصاص داده است،تنها ۲ درصد زبان ترکی کلمات بیگانه هستند.این ۲ درصد از زبانهای انگلیسی،فرانسه و آلمانی وارد شده اند…

بر عکس این موضوع نیز صادق است البته با تفاوت کمیتی چشمگیری. به غیر از این سه زبان،زبان ترکی در زبان های دیگر نیز رسوخ کرده است که ملموس ترین آن فارسی و انگلیسی ست.

به عبارتی در حدود ۹ درصد آلمانی و فرانسه،۳۰ درصد ایتالیایی و ۲۰ درصد انگلیسی،ترکی ست.واضح تر اگر زبان ترکی را نادیده بگیریم،۲۰ درصد انگلیسی،۹ درصد آلمانی و ۳۰ درصد ایتالیایی حذف خواهد شد.

نوع اثبات در این موارد،مقایسه قدمت کتیبه ها و آثار مکتوب دو زبان است،در صورتی که نتیجه نداد،اصل واژه را از ریشه آن می توان پیدا کرد.به عبارتی ریشه واژه در هر زبانی باشد،آن واژه متعلق به همان زبان است.بدیهی بودن این ادعا زمانی مشخص تر می شود که در مقایسه ریشه های زبانهای بزرگ نتایج زیر حاصل شده اند:

ریشه واژه های زبان

ترکی= ۱۰۰درصد ، به عبارتی واژه ای در ترکی نمی توان یافت که ریشه نداشته باشد.

فرانسه=۹۱ درصد

انگلیسی=۸۰ درصد

مشخص است زمانی که ۲۰ درصد واژه های انگلیسی بدون ریشه هستند(اکثر افعال بی قاعده)،آن ۲۰ درصد محتملا متعلق به زبان های دیگری ست.که مقایسه نشان می دهد اکثر این واژه ها ترکی هستند.

ذیلاً چند واژه اصیل ترکی وارد شده در انگلیسی را از نظر می گذرانیم:

به کلمات زیر دقت کنید همگی با”سو”شروع می شود و به نوعی معنی کلمات با “آب” ارتیاط دارند:

“سو” درترکی به معنی “آب” است:

سوپ soup

باتلاق swamp

شنا کردن swim

عرق کردن sweat

شستن و بردن،جاروب کردن sweep

رفتگر sweeper

قو swan

طغیان اب swell

حرکت موجی swig

حرکت مارپیچ اب یا هوا swirl

با کهنه اب چیزیرا کشیدن swab

شیرجه رفتن روی چیزی swoop

“بوکمک bükmək”ترکی به معنای تاکردن …………….. کتاب book

“یوغوتyoğut” ترکی به معنی ماست …………….. ماستyoghurt

“جرهcərə”ترکی به معنی کوزه …………….. کوزه jar

“دیبdib”ترکی به معنی قعرو ته ……………..عمیق deep

“اوکوزöküz”ترکی به معنی گاو نر ……………..گاونر ox

“چاپباقçabaq”ترکی به معنی بریدن و قطع کردن …………….. قطع کردن و بریدن chop

“تپهtəpə” ترکی …………….. نوک و سر top

“یاشماقyaşmaq” ترکی ……………..یاشماق yashmak

“یورتyurd” به معنی محوطه …………….. حیاط yard

“یه نگیyengi” و “یه نیyeni”ترکی به معنی جدید و تازه ……………..جوان young

“یه نگیyengi” و “یه نیyeni” …………….. مردم دنیای جدید(امریکایی) yankee

“فرلانماقfırlanm aq”ترکی به معنی چرخیدن …………….. پیچیدن و بالا زدنfurl

“بلbel” ترکی به معنی کمر ……………..کمربندbelt

“بولوکböluk”ترکی به معنی تکه”بولمک”به معنی تکه تکه کردن ……………..بلوک،قطعه block

“یاتاقانyataqan” ترکی ……………..یاتاقان yatagan

“اردکördək” ترکی ……………..اردک duck

“پارلداماقparild amaq”به معنی درخشیدن …………….. مروارید pearl

“سوپورsupur”ترکی به معنی رفتگر ……………..رفتگر sweeper

“سوپورمکsupurmək ” به معنی جارو کردن …………….. جاروب کردن sweep

“قورماقqurmaq” به معنی تشکیل دادن ……………..گروه group

“غازğaz” ترکی ……………..غازgoose

“چاکالçakkal”ترکی به معنی شغال ……………..شغال jackal

“دان dan” به معنی اول صبح ……………..فلق،نورصبحگاهda wn

here,where,eart h,مقایسه کنیدبا ……………..یئرyer=مکان زمین

como,مقایسه با کلمه ……………..هامیhamı=قامیqamı==هم ه

seriمقایسه با کلمه …………….. سیرهsıra-سیرلنماقsıralan maq=ردیف و ردیف کردن

first,firmمقایس ه با کلمه ……………..بیرbir=یک

big. ……………..بویوکbüyük=بزرگ

teeth ……………..دیشDiş=دندان

dialect ……………..دیلDil=زبان,dimək=گفت� �

change ……………..چؤنجوçöngü=چرخیدن, تغییر کردن

cyrcl ……………..چرخ=çərx= چیویرقی çıvırqi , چیویرقیل çıvırqi

tire ……………..تکر təkər=به معنای چرخ

cookie……………..کوکهkukə=نوعی نان(کلوچه)

یک واژه را آنالیز می کنیم

Part

در انگلیسی به معنای تقسیم کردن،جدا کرد،منفجر کردن و…

با مشتقات

Parting

Parted

که در ترکی

Partlamaq

منفجر شدن،سوراخ شدن،پاره شدن(فعل)

Partlayan

منفجر شونده،متلاشی شونده،آن چیزی که سوراخ می شود(اسم مجهول)

Partlar

منفجر شونده،متلاشی شونده،آن چیزی که سوراخ می شود(اسم)

Partlatmaq

منفجر کردن،متلاشی کردنفپاره و سوراخ کردن(فعل)

Partlaq

منفجر شده،سوراخ(صفت)

Partıldmaq

منفجر شدن،متلاشی شدن،صدای انفجار در آوردن(فعل)

Partıltı

صدای انفجار(اسم)

Partladıcı

منفجر کننده،متلاشی کننده(صفت)

Partladılmaq

منفجر شدن،متلاشی شدن(فعل)

Partlayıcı

دارای قوی انفجار،بمب،منفج ر شونده(صفت)

Partlayış

انفجار،ظهور،خرو ج،صدای نوعی تلفظ(صفت)

همگی واژه های ترکی بالا مربوط به یک مصدر و یا مصادر مشابه اند.

البته تمامی اینها برای معنی منفجر شدن و پاره شدن به کار برده شده است،چون واژه ی دیگر ترکی تلفظی نزدیک به این واژه ها دارد،کاربرد این دو نوع در یک فعل Part انگلیسی گنجانده شده است.

Parlamaq

بریدن،تکه تکه کردن چیز یکپارچه و کامل،چیزی را زخمی کردن،بریدن(فعل)

Paralanmaq

تکه تکه شدن،پاره شدن،بریده شدن،زخمی و جدا شدن

Paralatmaq

تکه تکه کردن،پاره کردن،زخمی کردن(فعل)

Parça

تکه،بریده،شکسته

ادامه کلمات ترکی- انگلیسی …..

سچماق ……. search بمعنی جستجو
سیلماق……. clean بجای c اگر s بگذاریم یعنی بمعنای پاک کردن
آنقرماق……. angry یعنی عصبانی شدن و داد و فریاد کردن
یکه جرماق…..Exaggerate اغراق و بزرگنمایی
سورماق یا سورمالی…… Sorbet بستنی
سالدری…… sally هجوم و یورش
بای….. Boy پسر
قیز……Gırl دختر
اتوماز ….. Automat اتوماتیک
قورولوب….. Group گروه

+ نوشته شده در  ساعت   توسط اوکتای  |